برای سعید
۴۳ روز می گذرد و من هیچ لحظه ای بدون سعید نبوده ام . به او ایمان دارم و هر لحظه در ایمان قلبی ام به او استوارتر می شوم .
به او که پشت هیچ کس سنگر نگرفته ، نقاب هیچ فلسفه ای را به چهره نزده ، کسی را به اوج نبرده تا کسی دیگر را بر زمین نکوبد ، از بسیاری لذت ها چشم پوشیده تا گوهر انسانیت به دست او لکه دار نشود ، تمامی تلاشش بر این بوده که خودش باشد و خودش .در مسیر عملی کردن باورهای خود کوچکترین عمل خشونت آمیز و غیر قانونی را مرتکب نشده است .
در خرداد ماه ۸۵ همه شاهد بودند که چگونه خود را به خطر افکند تا حرکت به خشونت نیانجامد . سخنرانی در میان آن جمع برای سعید سراپا خطر بود و او کاملا آگاه از این خطر ، ولی چون انسان در باورهای او اصالت دارد این خطر را پذیرفت .
او نه به پز روشنفکری قناعت کرده که زحمات فلاسفه و روشنفکران دنیا را نشخوار کند ونه عملگر بی علمی است که چشم به دهان دیگران دوخته باشد و مهم تر از همه ی اینها به باورهایش ایمان دارد .
همه ی این ویژگی های انسانی دست در دست هم داده اند تا سعید به یک مجرم تبدیل شده و بی محاکمه زندانی شود . من در اعماق قلبم آرامم چون هیچ قادر زمینی را توانایی آن نیست که ایمان را به زنجیر کشد و این ناتوانی آرامش آنها را تا ابد سلب خواهد کرد.
" پرومته ی در زنجیر ، به همان جهت که راز پیروزی خود را یافته است ، از بند نیز رسته خواهد شد و جراحاتش درمان خواهد یافت ."
به خاطر لحن صحبت هایم پشت تلفن از صمیم قلب عذرخواهی می کنم و مطمئنم که عذرخواهی مرا خواهی پذیرفت . خودت می دانی که تحمل فشار پیرامون برایم خیلی دشوار است .
عطیه
جهان دیگری ممکن است ....
ای زن ای حضورزندگی ، دستهایت را می خوانم تا جهان دیگری بسازیم ،
وفریادت را تا رهایی زنان را فریاد زنیم .
روز جهانی زن ( 8 مارس ) مبارک .
* ديروز بعد از ظهر تئلناز نعمتی با قرار وثيقهبعد از 10 روز آزاد شد . اين خبر اونقدر خوشحالم کرد که تلخی اتفاقات چند روز پيش برام کم رنگ شد . رضا متين پور و امير نصيري هم چند ساعت بعد آزاد شدند . رسيدگي به کار بقيه ي دستگير شدگان به روز شنبه موکول شد .
** اين چند روز كه به خانواده هاي بازاداشت شده ها سر مي زدم جاي خالي رضا رو بيشتر از هميشه احساس مي كردم . رضايي كه استاد بود در خندوندن و روحيه دادن . يادم نمي ره روزي رو كه براي دنبال كردن كار ريحانه رفته بوديم دادسرا و همه ناراحت از اتفاقاتي كه افتاده بود . اما با اومدن رضا همه روحيه گرفته و پر انرژي شده بوديم . الان هم كه به روز جهاني زن نزديك ميشيم (8 مارس ) همه دلتنگ رضا شديم . رضايي كه اولين مراسم 8 مارس رو در زنجان برگزار كرد . رضايي كه سال پيش با ذوق و شوق كمكمون كرد تا برنامه برگزار كنيم و امروز ..... به اميد آزادي همه ي زندانيان در بند
**اسامی دقیقی از این دستگیر شدگان اعلام نشده اما در بین دستگیر شدگان افرادی چون : سعید متین پور ، رضا متین پور ، سودابه متین پور ، ساناز متین چور، تئلناز نعمتی ، جلیل غنی لو ، حسین رحمتی ، علی رحمتی ، ناصر رحمتی ، مرتضی مرادی ، محسن رفیعی ، داود نعمتی ، مهناز موسوی ، محمود مهاجری ، بهروز صفری ، آیدین مقدم ، رحمت ا.. بیات ، یوسف محمدی ، امیر نصیری ، محمد محمدی ، ایرج محمدی ، کریم جلیلی ، عباس غفاری ، علی محمدی ، جواد شریفی ، صفر خوئینی ، دیده می شدند .
معاونت فرهنگی دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس اعلام کرد از اول آذر ماه از ورود دانشجویان دختر با حجاب نا مناسب جلو گیری خواهد شد . و ادامه داد در مرحله ی اول چادر به عنوان حجاب برتر و در مرتبه ی دوم مانتوی گشاد و بلند و بدون چاک حجاب مورد قبول است . دلیل اصلی این تصمیم جلوگیری از فساد و تلاش جهت سالم سازی دانشگاه عنوان شده است .
در جامعه ی ما هرگاه سخن از فساد و روابط جنسی و.. پیش میاید زنان به عنوان متهم مطرح می شوندزیرا براساس آنچه كه از سنت و فرهنگمان برمي آيد , زن است كه بايد هم خود را از نظر ها مخفي نگه دارد و هم چنان رفتار كند كه شهوت مرد را برنيانگيزد و اگر هم برانگيخت تاوانش را بدهد . زن است كه مي تواند ام الفساد باشد , مرد هيچ سهمي در فساد ندارد و تنها از غريزه پيروي مي كند و اين يعني پايين آوردن مرد تا سطح حيوان بدون تفكر و اختيار كه قادر نيست چشم خود را پاك نگه دارد . اين زن است كه بايد با عمل خود سبب شود چشم مرد پاك بماند . ( با نديدن نه با نگاه نكردن )
عجيب است كه امروز هم با وجود حجاب در جامعه و با شنيدن آمارها و اخبار وحشتناكي كه گواه به اصطلاح فساد در جامعه مي باشند , باز هم تنها راه نجات را حجاب زن مي دانيم و تنها عامل فساد را بي حجابي زن . عجيب است كه بخواهيم دلسوزانه براي كاهش فساد تلاش كنيم اما سخني از نگرش جنسي به ميان نياوريم و نگوييم كه اين نگرش جنسي به زن است كه فساد ايجاد مي كند. شايد حجاب زنان و هم مردان براي كاهش فساد مفيد باشد اما كافي نيست . زيرا تا زماني كه نگرش به زنان نگرشي جنسيتي است و تا زماني كه زنان صرفا به عنوان جنس زن در جامعه مطرح مي شوند حجاب يا بي حجابي نمي تواند تاثير چنداني در كاهش يا افزايش حجاب داشته باشد .تا زمانيكه مردان به عنوان محقاني مطرح مي شوند كه هيچ سهمي در فساد ندارند و ناچار به ارضاي غريزه ي خود هستند نه تنها كاري از پيش نخواهيم برد بلكه بايد منتظر ظهور نتايج معكوسي نيز باشيم .
خيلي وقت ها پيش اومده كه بشينم و قوانين مدني رو مرور كنم مخصوصا قوانيني كه به نوعي در ارتباط با وضعيت زنان باشه . هميشه حس بدي بهم دست ميداد.
يادآوري اينكه من به اندازه ي نصف مرد بها دارم , حق طلاق ندارم , حق قضاوت , خروج از كشور و حضانت و .... ندارم برام لذت بخش نبود .
اما اين روزها خوندن قانون برام معناي و مفهوم ديگه اي داره . قوانين مدني رو مي خونم , در موردشون فكر مي كنم تا بتونم افراد بيشتري رو قانع كنم تا پاي بيانيه ي ”كمپين جمع آوري يك ميليون امضا “ رو امضا كنند و وقتي موفق ميشم كسي رو قانع كنم اونقدر خوشحالم كه تلخي مواد قانوني تاثيرشون رو از دست ميدن .
پنجشنبه 11 آبان ساعت 15:30 برنامه اي داريم تحت عنوان ” بررسي جايگاه زن در قوانين مدني “ . در اين مراسم كه با حضور دكتر نسرين ستوده برگزار خواهد شد حقوق مدني زنان مورد بررسي قرار ميگيره . در پايان هم كارگاه آموزشي كمپين يك ميليون امضا با حضور الناز انصاري و الناز ناطقي برگزار خواهد شد . همه ي علاقه مندان مي توانند در اين برنامه شركت كنند .
محل برگزاري برنامه : زنجان –خيابان بهار – كوچه ي كريمي – كوچه ي اول – پلاك 1/59
ششمین همایش سیاسی تشکل های دانشجویی به پایان رسید . این سفر برای من سفر خوب و پر ازخاطره وتجربه بود . با کارهایی که من کردم فکر نمی کنم نهاد رهبری سال بعد حاضر بشه کسی مثل من رو دعوت کنه .البته کار خاصی انجام ندادم فقط بعضی کارها رو که انتظار داشتند همه انجام بدهند انجام ندادم .برنامه های تدارک دیده شده هر کدوم در نوع خود کمدی بودند برای خنده . کلی خندیدیم . برنامه ها برای جمع حاضر ( اکثریت خواهران و برادران محترم نهاد رهبری و بسیج بودند ) خیلی ثقیل و فشرده بود . مسولین هر روز با وعده هایی مثل سفر حج و سوریه و ... دانشجویان علاقه مند رو از خواب بیدار می کردند تا دانشجویان گرامی محل خوابشون رو از خوابگاه به کلاس منتقل کنند . روز های آخر که این حربه ها کارساز نبود از جمله هایی مثل " برای این کلاس ها هزینه و کار زیادی صرف شده هر کس استفاده نکنه گناه کرده " استفاده می کردند" . اما در مورد کلاس ها . هر روز صبح و بعد از ظهر در کلاس های مدح دولت احمدی نزاد با عنوان های مختلف مثل جریان شناسی سیاسی ، جنبش دانشجویی ، تشکیلات سازمانی و روابط بین الملل شرکت می کردیم . بگذریم از این مسئله که گاهی وقت ها شخصیت هایی مثل مهندس بازرگان و مسعود رجوی و... به باد دشنام گرفته می شدند . یکی دیگه از برنامه هایی که یرگزار شد مناظره ی دکتر شکوری راد با دکتر خوش چهره بود . حرف های خوش چهره خیلی برام جالب بود چنان انتقادهای تندی ازدولت نهم می کرد که شکوری راد کم آورد . اگه بعد از برنامه جناب خوش چهره فرم عضویت مشارکت رو توزیع می کرد اصلا جای تعجبی نداشت . اما شکوری راد که هر چند ازش دلخوشی ندارم ولی به خاطر جو موجود کلی براش کف زدم و هورا کشیدم حرف هایی در مورد خبرگان و شورای نگهبان زد که فکر نمی کنم در دفتر حزب زده باشه و همین حرف ها باعث شد برادران و خواهران گرامی عصبانی بشن و مناظره و گفتان رو به مشتمان تبدیل کنند . نمی دونم جناب شکوری راد چند تا از اون مشت های حواله شده رو دریافت کرد . بعد از این برنامه برگزارکننده های محترم که کم آورده بودند تصمیم گرفتند برای جبران ، مناظره ی دیگری رو برگزار کنند با حضور آقایان بادامچیان و جواد اطاعت که کمدی جالبی بود . هرچی حرف های جواد اطاعت خوب و جالب بود به همان میزان و شاید هم بیشتر صحبت های بادامچیان مضحک بود . طوریکه حتی برادران و خواهران گرامی هم روده بر شده بودند . آقای بادامچیان وقتی در مورد شورا ازشون شوال شد نزدیک بود بگه چی هست این شورایی که می گین ؟ خوردنیه ؟ پوشیدنیه ؟... دفتر نهاد که حسابی خلع سلاح شده بود روز بعد برنامه ای ترتیب داد با سخنرانی جناب آقای رحیم پور. همه با به به و چه چه به حرفهای بی منطق و بی اساس رحیم پور گوش می کردند و از اینکه رحیم پور کلمه های گلمبه سلمبه ای مثل کمونیسم و امپریالیسم و کلی ایسم دیگه که هیچ کدوم معنی اش رو نمی فهمیدند به کار می برد کلی کیف می کردند . اما خلاصه ی حرف های رحیم پور این بود که کمونیسم اخه ، سوسیالیسم قیخه ، لیبرالیسم جیزه و.... و در نهایت جهموری اسلامی کامل ترین ، بشر دوستانه ترین و عادلانه ترین نوع حکومت به حساب میاد . یه برنامه ی جالب دیگه ای هم داشتیم با عنوان خاطره گویی احمد احمد . خاطره گویی به این صورت بود که آقای احمد رفت پشت تریبون و منتظر شد تا کاغذی بهش دادند و بعد شروع کرد به خوندن از روی کاغذ با عنوان زندگی نامه اش ! می شد حدس زد که اولین بار بود اون متن رو می دید چون موقع خوندن کلی اشتباه داشت .این بود گزارش همایش در یک نگاه .
چون تو این سفر تنها بودم حین رفت و برگشت هم برام اتفاقات جالبی پیش اومد . موقع برگشت باید حدود 4 ساعت توراه آهن تهران منتظر می موندم و این باعث شده بود خانواده ای که بغل دستم بودند فکر کنند من دختر فراری ام . البته من هم شکشون رو برطرف کردم و وقتی ازم پرسیدند کجا می ری؟ بهشون گفتم منتظرم و فعلا جایی نمی رم . از نگاه ها و اشاره های بقیه هم می شد فهمید اونها هم همچین فکری می کردند .دختر فراری بودن برام موقعیت جالبی بود .
این گزارشی بود از سفر من که لحظه لحظه اش برام جالب و خاطره انگیز بود .بگذریم از بقیه ی اتفاقاتی که برام تجربه ی تازه ای بودند .در نهایت هم تشکر می کنم از دست اند کاران این برنامه که این فرصت رو به من دادند تا چند روزی رو خوش باشم .

